« گردشگری مازندران » گرفتار آمارهای فله ای !

اگر برنامه ای منسجم برای استفاده بهینه از ظرفیت های گردشگری استان ارائه نشود دیر یا زود فرصت های موجود عملاً به تهدید تبدبل شده و بخش عظیمی از نیروی انسانی و هزینه و اعتبار محدود استان باید مصروف مقابله با عوارض ناگواری شود .

 

بی تردید باید گفت یکی از ظرفیت های مهم استان مازندران در نیل به اهداف توسعه، قابلیت های بالقوه عرصه گردشگری است. ظرفیت هایی که اگر در فرآیندی علمی نیاز سنجی شود و برنامه ای مدون برای ایجاد تحولات بنیادین در این عرصه تدوین گردد بی گمان رویای توسعه در این گستره مستعد با زحمت و هزینه کمتری قابل حصول خواهد بود. به اعتقاد کارشناسان، اگر برنامه ای منسجم برای استفاده بهینه از ظرفیت های گردشگری استان ارائه نشود دیر یا زود فرصت های موجود عملاً به تهدید تبدبل شده و بخش عظیمی از نیروی انسانی و هزینه و اعتبار محدود استان باید مصروف مقابله با عوارض ناگواری شود که نتیجه مستقیم تصمیم سازیهای غیربهینه و روزمرگی مدیران مربوطه است.وجود پارکهای متعدد جنگلی و حیات وحش، آبشارهایبی نظیر و دیدنی، دریاچه های زیبا، تالابهای بی نظیر،سواحل رویایی ۳۳۰کیلومتری دریای خزر و حدود ۴۰۰اثر تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی به همراه مناطق متعدد ییلاقی نظیر جواهرده، کجور، آلاشت و… مازندران را به یکی از مناطق ممتاز برای همه سلیقه های گردشگری مطرح ساخته است.

با این وجود، به دلیل عدم طرحی جامع که دربرگیرنده نقاط ضعف و قوت و نشان دهنده دورنما و چشم انداز صنعت گردشگری استان باشد، موجب شده است فرصت های استثنایی این بخش از اقتصاد مازندران مغفول و بلا استفاده باقی بماندو مدیریت گردشگری استان نیز(از گذشته تا کنون) به جای فعالیتی هدفمند و طراحی برنامه ای راهبردی برای به فعلیت رساندن ظرفیتهای بالقوه مازندران، سرگرم اقدامات شعاری نظیر ارائه آمارهای فله ای رنگارنگ اعم از ورود گردشگرانی که ساکنان استان جز زباله و ترافیک کلافه کننده خیابانها دستاوردی از حضور آنان نداشته اند و یا آمار پرطمطراق سرمایه گذاری در بخش گردشگری استان که مردم این خطه از رهگذر این آمار نیز نه اشتغالی چشمگیر را شاهد بوده اند و نه درآمدی شایسته.البته روزگار نه چندان مطلوب فعالین این بخش خود گواه مبرهن این مدعاست و نیازی به قلمفرسایی اینجانب نیست.

به هرتقدیر ؛ در حالیکه جوانان تحصیلکرده و جویای کار استان مازندران که از فرط بیکاری و فقدان درآمد پایدار به سخیف ترین مشاغل نظیر دستفروشی کلاه سایه و عینک آفتابی و باد زدن بلال در مسیر تردد مسافرین و نه گردشگران مشغولند، مدیریت گردشگری مازندران  همچنان بر ارائه آمارهای اغواء کننده اصرار دارد و لابد با خود می اندیشد که مردم نیز این آمارها را باور می کنند!به اعتقاد شماری از صاحب نظران و فعالان بخش گردشگری، تجدیدنظر در مدل های بهره وری از قابلیت های بخش گردشگری استان به منظور نیل به اهداف قابل تحقق در این بخش ضروری است.

با این وجود، بررسی سیر ناموزون توسعه گردشگری در مازندران نشان می دهد که فراهم نبودن زیرساخت ها، بالا بودن قیمت و تعرفه خدمات، نبودبرنامه و نداشتن طرح جامع وسند راهبردی و همچنین عدم تبلیغات و تسهیلات موثردرزمینه جذب سرمایه گذاران واقعی بخش خصوصی  و نه عده ای زمین خوار ، دریا خوار و متجاوزان به حریم دریا و جنگل از جمله مهمترین چالش هایی است که صنعت گردشگری استان را تهدید می کند. این تهدیدات در حالی است که مازندران با داشتن جاذبه ها و مناطق گردشگری منحصربفرد، می تواند قطب واقعی گردشگری در ایران باشد، نه قطب فله ای که مدیران گردشگری استان هرازگاهی برای خالی نبودن عریضه و اعلام وجود سازمانی گزارش می دهند! 

نگاهی به سیمای صنعت گردشگری در مازندران بوضوح نشان می دهد که در حالیکه در طول سالهای اخیر درصد بالایی از اراضی مرغوب کشاورزی استان بدلیل نابسامانی در سیاستهای حمایتی و هرج و مرجی که در نظام قیمت گذاری و واردات انواع تولیدات زراعی وهمچنین به بهانه گردشگری از چرخه تولید بازمانده اند، مفهوم توسعه گردشگری نیز دراین استان تنها در اقداماتی غیربهینه نظیر ساخت و سازهای غیرمجاز و دست اندازی های مکرر به اراضی منابع طبیعی، واسطه گری و دلال بازی بویژه درتغییر کاربری اراضی و خرید و فروش زمین و ویلا و همچنین جولان مسافرانی هنجارشکن که سگ گردانی و شنای مختلط در ساحل و ترویج انگاره های فرهنگ منحط غرب تمایل خاص آنان استخلاصه شده است. فرآیندی که به مثابه تهدیدی مصیبت بار، هویت بومی مازندران را به چالش کشانده است.

بر همین اساس باید گفت ،درحالیکه در کشور فرانسه با تعمیر و بهسازی ساختمان محل زندگی ویکتورهوگو نویسنده سرشناس این کشور درآمد هنگفتی از رهگذر بازدید گردشگران کسب می شود، در استان مازندران شمارزیادی از مواریث تاریخی و فرهنگی که یادمان نیاکان هنرمند و متمدن ماست، از ورای بی برنامگی و روزمرگی مسئولان بخش گردشگری و میراث فرهنگی به بیغوله و خرابه تبدیلو برخی نیز نظیر برج لاجیم به محلی برای نگهداری احشام درآمده اند!! روند تاسف انگیزی که در اکثر یادمان های تاریخی استان به وضوح قابل مشاهده است و نماد بارز فقدان برنامه محوری در سازمان گردشگری استان است. براستی چه برنامه ای برای استفاده بهینه از قابلیت های بی بدیل و سودآور بخش گردشگری استان تدوین شده است؟ مهمترین راهکار برای بهره وری مناسب از ظرفیت های این بخش کدام است؟ چرا اغلب مناطقی که بعنوان نمونه گردشگری در گذشته مصوب شده اند به فراموشی سپرده شده اند؟برای ارتقای فرهنگ گردشگری و آموزش تعامل شهروندان با گردشگران چه برنامه ای تدوین شده است؟ چرا با وجود تأثیر منفی معضل عدم امحای بهداشتی زباله بر فرآیند جلب و جذب گردشگر تاکنون اقدام مؤثری در این راستا انجام نشده است؟ برنامه راهبردی توسعه صنعت گردشگری در استان چیست و آیا ضرورتها، الزامات و محدودیت های این صنعت در قالب تحلیلی سیستمی آنالیز شده است؟

برای جلب و جذب گردشگران خارجی که بر اساس تمامی نظرسنجی ها مشتاق حضور در مازندران و استفاده از چشم اندازهای بی نظیر این استان می باشند، چه اقدام مؤثری در دستور کار قرار دارد؟ و خلاصه اینکه اگر این ظرفیتهای اقتصادی در اختیار و مدیریت سایر استانها بود اینگونه مورد بهره برداری قرار میگرفت؟!

درپایان تاکید می شود که علی رغم برگزاری همایش ها و نمایش های مکرر و برگزاری جلسات متعدد کارگروه و ستاد و کمیته ،و البته حرف درمانی و ارائه آمارهای پرطمطراق فله ای که تخصص ویژه مدیریت گردشگری استان است، بخش گردشگری مازندران همچنان  به عنوان ظرفیتی مغفول مانده در اقتصاد استان به شمار می رود که دلیل مبرهن آن ناکارآمدی سیاستهای اجرایی مسوولان ذیربط از گذشته تا کنون بوده است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله زیر را حل کنید (برای تشخیص ربات از انسان) *