پایان فرار قاتلان مادر بزرگ و نوه

 

نسیم ورزش:  فرار عاملان قتل مادر بزرگ و نوه‌اش که اجسادشان در خانه‌ای دوطبقه در شمال پایتخت کشف شده بود، پس از ۱۴ روز پایان یافت.

تحقیقات پلیس برای کشف راز این دو جنایت از ساعت ۱۱صبح ۲۳آبان‌ماه همزمان با کشف جسد پیرزنی ۷۰ساله و نوه ۲۹ساله‌اش شروع شد. آن روز مأموران کلانتری نیاوران به همراه قاضی مدیر روستا بازپرس جنایی تهران در محل جنایت که خانه‌ای قدیمی در خیابان جماران بود، حاضر شدند. جسد پیرزن به نام مریم در طبقه دوم و نوه دختری مقتول به نام رسول در طبقه اول کشف شد که هردو با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند. هرچند خانه کاملا به‌هم‌ریخته بود اما هیچ‌گونه سرقتی در آنجا صورت نگرفته بود.

این حکایت از درگیری مقتولان با عاملان جنایت داشت. پدر رسول (پدر مقتول) نخستین کسی بود که جنایت را به پلیس گزارش داده بود. وی به کارآگاهان گفت: پسرم شب گذشته در خانه ما بود و صبح برای تعویض لباس هایش به خانه خود رفت تا پس از آن به محل کارش برود. در آنجا با من تماس گرفت و عنوان داشت که همسرش به نام آذر به خانه‌اش رفته اما در ورودی را از داخل قفل کرده است.

وی گفت: پسرم رسول یک‌سال پیش ازدواج کرده بود اما از همان ابتدا با همسرش اختلاف داشت تا جایی‌که قصد جدایی داشتند. طی این مدت پسرم به تنهایی در طبقه اول خانه مادربزرگش زندگی می‌کرد و عروسم قهر کرده و به خانه پدری‌اش رفته بود. روز حادثه وقتی پسرم با من تماس گرفت و گفت آذر در را قفل کرده، به سرعت راهی خانه آنها شدم تا مانع درگیری عروس و پسرم شوم. اما زمانی که وارد خانه شدم جسد پسرم و مادرزنم را در راه پله‌ها دیدم. در چنین شرایطی مأموران به تحقیق از همسایه‌ها پرداختند و اطلاع پیدا کردند که پس از جنایت، زن و مردی درحالی‌که هراسان و سراسیمه بودند، از آنجا فرار کردند. زن جوان کسی جز همسر مقتول نبود اما هیچ‌کس نمی‌دانست مردی که همراه او در قتلگاه حضور داشت، چه‌کسی بود.

  • فرار 

کارآگاهان راهی خانه پدری آذر، همسر مقتول شدند. این زن اما همزمان با وقوع جنایت گریخته بود که در تحقیقات بیشتر هویت دومین متهم شناسایی شد. او کسی جز یکی از بستگان مقتول نبود که در جنایت دست داشت. آنها پس از جنایت به شمال کشور گریخته بودند و درحالی‌که ردیابی‌ها برای شناسایی مخفیگاه و دستگیری‌شان آغاز شده بود، هر دو ساعت ۱۱صبح ۷آذر‌ماه به تهران بازگشتند و پس از ۱۴روز‌فرار خود را تسلیم پلیس کردند.

هرچند هردو متهم پس از دستگیری به ۲جنایت اقرار کردند اما اظهارات ضدونقیضی داشتند. آنها روز گذشته به شعبه ششم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران منتقل شدند و در حضور قاضی مدیرروستا جزئیات قتل مادر بزرگ و نوه را افشا کردند.این دو متهم پس از اعتراف با قرار قانونی در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفتند. در ادامه گفت‌وگو با این دو متهم را بخوانید.

  • می‌خواستم میانجیگری کنم

پسر جوان ۱۹ساله و دانشجوست. خودش می‌گوید که ناخواسته پایش به این ماجرا کشیده شده و قصد کشتن کسی را نداشته است.

  • روزحادثه چرا به خانه مقتولان رفتی؟

همسر آذر یکی از آشنایان من است. در این مدت با آنها رابطه خوبی داشتم اما وقتی شنیدم که دچار اختلاف شده‌اند، با خود گفتم که هر طور شده باید این زن و شوهر را آشتی بدهم. چون دوست نداشتم زندگی‌شان از هم بپاشد. روز قبل از حادثه با شوهر آذر برای انجام کاری به قم رفته بودم که در بین راه رسول «شوهر او» از من خواست تا میانجیگری کنم و آشتی‌شان بدهم. رسول از من خواست تا با همسرش صحبت کنم تا از طلاق منصرف شود. من هم با آذر تماس گرفتم و صبح روز حادثه در کامرانیه با او قرار گذاشتم. پس از آن به خانه رسول که پیش از این با همسرش در آنجا زندگی می‌کرد، رفتیم.

  • چه شد که دست به جنایت زدید؟

در بین راه شیرکاکائو و کیک خریدیم. ساعت حدودا ۹صبح بود که به خانه رسیدیم. مادربزرگ رسول در طبقه دوم بود. من و آذر هم به خانه‌اش در طبقه اول رفتیم تا صحبت کنیم. یک ربع بعد رسول به خانه برگشت اما آذر در را از داخل قفل کرده بود. او دلش نمی‌خواست که شوهرش را ببیند و گفت که اگر او وارد خانه شود، باز می‌خواهد فحاشی کند.

رسول داخل راهرو ایستاده بود و فریاد می‌زد. حتی به پدرش هم زنگ زد. پس از آن پیچ گوشتی و انبردست با خود آورد تا قفل را بشکند اما من در را باز کردم و به راهرو رفتم. به او گفتم چرا این همه داد و فریاد راه انداختی، ناگهان او سر من داد زد و گفت دخالت نکنم. وقتی وارد خانه شد آذر با چاقو چند ضربه به شوهرش زد. من هم چاقو را از او گرفتم و یک ضربه به گردن او زدم که دستان من و آذردر این درگیری زخمی شد.

  • مادر بزرگ را چرا به قتل رساندید؟

بعد از قتل رسول می‌خواستیم فرار کنیم که مادربزرگ با شنیدن سر و صدا به راه پله‌ها آمد، در آن لحظه آذر به سمت او حمله کرد و با چاقو به او چند ضربه زد.

  • پس از قتل کجا فرار کردید؟

پس از قتل سوار ماشین آذر شدیم و به سمت چالوس رفتیم. البته پیش از رفتن از داروخانه چسب و باند خریدیم ودستانمان را پانسمان کردیم. مقداری پول داشتیم حتی آذر طلاهایش را هم فروخت و در شمال ویلا اجاره کردیم. مدتی چالوس بودیم و بعد به ساری و شهرهای دیگر رفتیم.

  • چه شد که تصمیم به برگشت گرفتید؟

راستش همه پول‌هایمان تمام‌شده بود و از سویی عذاب وجدان هم داشتیم. همین باعث شد که به تهران برگردیم و پس از صحبت با پدر آذر تصمیم گرفتیم خودمان را معرفی کنیم.

  • پشیمانی پس از ۲ قتل

آذر زن ۲۸ساله‌ای است که در حضور قاضی اقرار کرده که به همسر و مادربزرگش باچاقو ضربه زده است. او پیش از این و هنگام دستگیری گفته بود که شوهرش پس از اینکه وارد خانه شده بود با چاقو به سمت وی حمله کرده که همدستش وارد ماجرا شده و در دفاع از وی ضربه‌ای به گردن شوهرش زده بود. پس از آن زن جوان چاقو را برداشته و به جان شوهرش افتاده بود. او گفته بود که هنگام فرار با چاقو مادربزرگ شوهرش را هم کشته بود اما در جلسه بازپرسی گفته‌های همدستش را تأیید کرد.

  • اختلافت با همسرت بر سرچه بود؟

من به او شک داشتم و فکر می‌کردم به من خیانت می‌کند. روز حادثه هم یکی از بستگانش با من تماس گرفت و از من خواست که برای صحبت به خانه‌ام بروم. او به من گفته بود که شوهرم خانه نیست اما وقتی به آنجا رفتیم شوهرم رسید گویا ازقبل با شوهرم هماهنگ کرده بود. می‌خواست هر طور شده مرا راضی به ادامه زندگی کند. اما من دیگر تصمیم خود را گرفته بودم و می‌خواستم از این مرد طلاق بگیرم.

  • پس چرا دستانت به جنایت آلوده شد؟

نمی دانم، همه‌‌چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. خودم هم به‌شدت پشیمانم و فکرش را نمی‌کردم کار به اینجا بکشد. در این مدت هم به‌شدت عذاب وجدان داشتم و کابوس می‌دیدم.

  • چرا مادربزرگ شوهرت را به قتل رساندی؟

وقتی شوهرم خون آلود روی زمین افتاد، آنقدر ترسیده بودم که اصلا فکرم کار نمی‌کرد. هنگام فرار ناگهان مادربزرگش به راهرو آمد. می‌خواست ببیند علت این سرو صدا چیست. از خود بی‌خود شده بودم و با چاقو به او هم چند ضربه زدم که حالا به‌شدت پشیمانم و تقاضای بخشش دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله زیر را حل کنید (برای تشخیص ربات از انسان) *

ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو