مسبب همه مشکلات امسال صنعت شخص آقای حبیب حسین زادگان بود!!!/ انتقاد شدید از عدم حمایت مدیرکل ورزش مازندران تا آرزوی دیدار نماینده جوان !

 

نسیم ورزش: در حالی تیم صنعت ساری سقوطی سنگین داشت که کارشناسان از قبل واگذاری این تیم به یک نماینده مجلس را قابل قبول نمی دانستند .

به هر روی با تصمیم مدیر کل ورزش و جوانان و هیئت فوتبال استان « صنعت ساری » به دامادی نماینده ساری سپرده شد و اتفاقات عجیبی در این جریان رخ داد که حرف های یکی از بازیکنان شاخص این تیم جالب توجه است .

امیر فرهنگ دوست  گفت :

* دیدن دامادی برایمان آرزو شده بود !!!

بازیکنان تیم، شخص آقای دامادی که مثلاً مالک تیم بودند را در مجموع دوبار زیارت کردند. یکبار همان مراسم معارفه شان بود و دفعه بعد هم بازی اول فصل مان که در VIP نشسته بودند و بعد از آن دیدن ایشان برای ما به یک آرزو تبدیل شد!

* نمردیم و معنای تمام قد ایستادن آقای مدیرکل را دیدیم!

همه بازیکنان از مسئولان ورزش و فوتبال استان شاکی هستند. اول فصل آمدند و خودی نشان دادند بعد تیم را به حال خود رها کردند. روز اول آقای حسین زادگان بعنوان مدیرکل و اکیپ شان تشریف آوردند و در جمع بازیکنان گفتند: “ما تمام قد پشت تیم ساری می ایستیم و شما با آرامش کامل فقط به فکر تمرینات و مسابقات باشید” حالا هم نمردیم و معنای تمام قد ایستادن پشت تیم شهر را هم دیدیم.

در شروع فصل بعد از گذشت تقریباً ۲ هفته یک سری مسائلی به وجود آمد که آقای تقوی عطای کار در صنعت را به لقایش ببخشد. آقای تقوی را به شدت استعفایش داده بودند! مسبب اصلی همه ماجراهای اول فصل ما هم آقای بهزاد داداش زاده بود.

* ۱۸ مربی در کادر فنی یک تیم در یک فصل ورزشی!

با حساب سرانگشتی من، حدود ۱۸ نفر در کادر فنی امسال صنعت ساری حضور داشتند که فکر می کنم در دنیا بی سابقه باشد!

* تقی پور ۵ بار استعفا داده بود!

بعد از آن، آقای تقی پور سر تیم آمد و در طول ۲ هفته ای که سرمربی تیم بود، فکر کنم قریب به ۵ بار استعفا داد. باعث و بانی این استعفا هم آقای داداش زاده بود. آقای تقی پور بعد از آمدنش لیست ۱۴ نفره ای از بازیکنان را ارائه داد و اعلام کرد از بازیکنان موجود فقط همین ها را می خواهم. ساعت ۶ بعد از ظهر در هیأت فوتبال این ۱۴ بازیکن قرادادهایشان را ثبت کردند و دو ساعت بعد یعنی ساعت ۸ شب آقای داداش زاده با ۲۷ بازیکن دلخواه خودشان قرارداد بستند! بازیکنانی که سرمربی تیم آنها را نمی خواست و حتی بعضی هایشان را اصلاً نمی شناخت!

تمام کارهایی که داداش زاده انجام می داد با هماهنگی آقای سرپرست (بحرگرد) و خود آقای باقرزادگان بود. البته من گله ای از آنها ندارم چون نه آنها در فوتبال ساری بودند و نه در فوتبال ساری ماندند. آنها رفتند و این بازیکنان و مردم ساری هستند که بیش از همه متضرر شدند. آقای حسین زادگان که می گفت تمام قد پشت این تیم می ایستم در این مدت کجا بودند که به داد بازیکنان، مربیان و اسطوره های مظلوم این شهر مثل تقوی و تقی پور برسند؟

آقای داداش زاده در زمان سرمربیگری اش دائماً در حال مشکل آفرینی بود. با بازیکنان درگیری های خود ساخته درست می کرد. با من، مهدی فولادی، وحید خازنی، وحید عنایتی و خیلی از بچه های دیگر تیم که اسم شان را نمی آورم.

 

* همه مقصر شکست بودیم الا داداش زاده!

داداش زاده خیلی راحت و مثل آب خوردن به بچه ها تهمت می زد. بین بازیکنان نفاق ایجاد می کرد. وقتی سرمربی تیم دقیقه ۱۵ بازی تعویض می کند یعنی اقرار می کند که ترکیب خوبی انتخاب نکرده ام اما بعد از همان بازی در رختکن به جان بازیکنان می افتد و همه را مقصر باخت می داند الا خودش!

* صنعت ساری فدای ارتباط تنگاتنگ خانوادگی آقایان باقرزادگان و داداش زاده شده است!

آقای باقرزادگان بعد از یک بازی که هواداران مان به شدت معترض بودند جلوی چشمان خیلی ها آرزوی سقوط تیم به دسته سه وحتی پایین تر را کردند که خشم همه را در بر داشت. خیلی خلاصه می گویم که صنعت ساری فدای رفاقت و ارتباط تنگاتنگ خانوادگی آقایان باقرزادگان و داداش زاده شده است!

* داداش زاده می گفت سه دانگ تیم مال من است!

آقای داداش زاده یکبار در جمع بازیکنان عنوان کرده بود: من و آقای باقرزادگان فقط ناموسمان از یکدیگرجداست!! هیچ کس نمی تواند مرا از این تیم بیرون کند. سه دانگ این تیم مال من است. مردم ساری برای ما چه کار کرده اند؟ بازیها را می بریم قائم شهر برگزار می کنیم و از این مدل حرف ها!! می خواهم بپرسم که آقایان مسئول آن موقع کجا بودند؟ اگر راست می گویند چرا همان زمان به داد تیم نرسیدند؟

* درست است که امسال بیش ترین پول را فرهنگ دوست گرفته اما…

در مورد من گفته اند که امیر فرهنگ دوست امسال از همه بازیکنان بیشتر پول گرفته است. درست می گویند. من تا همین لحظه که با شما صحبت می کنم حدود ۹ میلیون تومان پول گرفته ام که همه می گویند پول زیادی گرفته ای. اما باید بگویم که در طول سه سال اخیر جمعاً ۱۱ میلیون تومان پول گرفته ام. به عبارتی در دو فصل قبل بابت قرادادم با صنعت فقط ۲ میلیون تومان گرفته بودم! هر کس اگه فیش یا رسیدی مبنی بر پرداخت پول قرارداد به امیر فرهنگ دوست را دارد رو کند.

پارسال بعد از برد پیکان در جام حذفی از بس در رختکن افراد مسئول و غیر مسئول بودند، حتی جا نبود تا ما لباس مان را عوض کنیم. در آن روزهای خوب می آمدند، قول می دادند و از این صحنه ها فیلمبرداری می کردند اما هیچ پولی بعنوان پاداش به ما بابت بردهای خیره کننده مان در جام حذفی داده نشد. فقط یک مبلغ ۵ میلیون تومانی بود که از طرف فردی به نام فرمانبر که از جیب شان و به صورت کاملاً شخصی به تیم اهدا کردند که به هر بازیکن حدود ۱۶۰ هزار تومان رسید. غیر از آن پول هیچ پول دیگری به ما ندادند.

 

* پاداش پیشکش شان حتی یک خسته نباشید هم نگفتند…

پارسال خودمان با ۶ بازیکن بدون هیچ پولی تیم را جمع و جور کردیم. روز آخر هم آرد اصفهان را در ساری یک بر صفر بردیم که اتفاقا گلش را هم خودم زدم. تیم در لیگ ۲ ماند. تشکر و پاداش ها پیشکش شان اما یک نفر از همان مسئولانی که امسال می گفتند اگر نیایید شما را محروم می کنیم، آن موقع نیامدند به ما یک خسته نباشید خشک و خالی بگویند.

* در کیش ۵ روز تفریح کردند و بعد تیم را به امان خدا رها کردند و رفتند

امسال بعد از بازی با کیش که شبیر لطفی تیم را تحویل گرفت، یعنی دقیقاً بین دو نیم فصل، نزدیک به سه هفته حتی یک تماس برای انجام تمرینات از سوی هیچ یک از مسئولان تیم با من و بازیکنان گرفته نشد! که بعداً فهمیدیم آقای باقرزادگان، بحرگرد و بقیه رفته اند و تیم به امان خدا رها شده است. آنها در حالی تیم را رها کردند که بازی ما با کیش روز دوشنبه بود و پنج شنبه قبل از آن با پرواز مستقیم به کیش رفتند یعنی ۴ روز قبل از مسابقه!! به آنجا رفتند و بلافاصله فردای بازی یعنی سه شنبه با پرواز برگشتند. بعد از آنکه با ۱۳ ، ۱۴ نفر همراه (علاوه بر بازیکنان) در کیش تفریح خود را انجام دادند، کلاً بی خیال تیم شدند.

* مسبب همه مشکلات امسال صنعت شخص آقای حبیب حسین زادگان بود

آخرین شاهکار از تمام قد ایستادن پشت تیم، نرفتن به بوشهر بدلیل بی پولی بود. من تأکید می کنم نه تنها حمایت و تمام قد ایستادن آقای مدیرکل به صورت مادی صورت نگرفت حتی ما هیچ حمایت معنوی هم از طرف ایشان ندیدیم. ساده می گویم: مسبب همه مشکلات امسال صنعت، شخص آقای حبیب حسین زادگان بود. جالب اینجا بودکه آقای رضا تقوی اول فصل با تکیه بر ادعای حمایت های ایشان پا به این عرصه گذاشت اما در عمل حمایتی ندید. اتفاقا دفعه دوم هم که آقای تقوی آمدند و تیم را تحویل گرفتند باز هم بر حمایت ایشان تکیه کردند که این بار هم خبری از تمام قد ایستادن نبود! آقا رضا هم همان زمان گفته بود که من به خاطر شخص آقای حبیب حسین زادگان دوباره برگشتم.

 

* تمام قد ایستادن را مجید حسین زادگان برایمان معنا کرد نه حبیب شان!

بهتر است بگویم تمام قد ایستادن را آقای مجید حسین زادگان برایمان معنا کرد نه حبیب شان. ایشان در میان آن همه هجمه های پایتخت نیشینان در فدراسیون ورزش های کارگری پشت ۹ تا از بچه های ساری ایستاد و نتیجه اش هم این بود که تیم فوتبال کارگری ایران با شاکله ساروی قهرمان جهان شد. این معنای تمام قد ایستادن بود آقای حبیب حسین زادگان! تمام قد ایستادن را از برادر کوچکترتان یاد بگیرید. الان ما نمی دانیم از چه کسی باید رضایت نامه بگیریم. نمی دانیم سرپرست مان کیست؟ مدیرعامل مان کیست؟ از هیچ چیز خبر نداریم.

* گویا الان هیأت فوتبال تیم را اداره می کند

برادر آقای دامادی قبل از بازی با سپیدرود رشت  سر تمرین آمد و گفت: “ما کماکان هستیم و تیم را حمایت می کنیم” بعد از همان بازی با سپیدرود که مساوی شد ایشان را هم دیگر ندیدیم! الان هم ظاهراً مدیریت تیم را هیأت فوتبال استان به دست گرفته و آقای هدایت پور امورات تیم را انجام می دهند و آقای مهمانچیان هم سرمربی هستند./ مازند لیگ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله زیر را حل کنید (برای تشخیص ربات از انسان) *