روزبه چشمی:می خواهم بار دیگر برای استقلال بازی کنم

 روزبه چشمی ، هافبک دفاعی فصل گذشته استقلال گفت: تشنه بازگشت به میادین فوتبال هستم و می خواهم بار دیگر برای استقلال بازی کنم. روزی که با استقلال بستم را هرگز در زندگی ام فراموش نمی کنم.
برای استقلال بازی کنم
 
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی نسیم ورزش ، روزبه چشمی یکی از پدیده های فصل گذشته لیگ برتر بود که شاید اگر مصدومیت بی موقعی که نصیبش شد برایش اتفاق نمی افتاد در پایان فصل به عنوان پدیده لیگ برتر از سوی فدراسیون فوتبال انتخاب می شد. او حال و بعد از پشت سرگذاشتن مصدومیت سنگینی که داشت روزها را می شمارد تا کادر فنی و پزشکی استقلال به او اجازه بازگشت به میادین را بدهند.

 
روزبه چشمی طی گفت و گویی درباره زندگی شخصی و اوضاع و احوال این روزهایش حرف زد. متن کامل این گفت و گو را در ادامه می خوانید.  
 
* می دانی خیلی از هواداران استقلال منتظر برگشتنت هستند؟
– البته که آنها به من لطف دارند و در صفحات مجازی و از طریق دوستان هم خیلی به من ابراز محبت می کنند. من هم فقط شرمنده شان می شوم و مصمم تر می شوم که باقدرت تر برگردم.
* خودت را کامل تر معرفی می کنی؟
– کامل می گویم که روزبه چشمی هستم متولد دوم مرداد سال ۱۳۷۲٫
* قبول داری با سن کمی که داری خوب برای استقلال بازی می کردی؟
– این از لطف خدا و دعای پدر و مادرم است به اضافه اینکه خودم هم همیشه تلاش می کردم تا بتوانم برای تیمم مفید باشم. ۲۳ سال بیشتر سن ندارم اما دوست داشتم مثل باتجربه ها برای تیم استقلال مفید باشم.
*اهل کدام شهر هستی؟
– من در تهران به دنیا آمدم ولی از یک سالگی به کرج رفتیم و آنجا مدرسه و باقی داستان را انجام دادم. تا همین چند وقت پیش هم آنجا بودیم.
* کجای کرج؟ می دانی که کرج خیلی شهرک و منطقه دارد؟
– من بچه فردیس کرج بودم و هنوز هم آنجا را دوست دارم ولی از ۷ سال قبل به عظیمیه آمدیم.
* با مهرداد پولادی همسایه نیستید؟
– خیر! ولی می دانم که خانه شان کجاست و با او هم دوست هستم.
* دوست داری مثل او به لیگ های عربی بروی و پولدار شوی؟
– پولدار شدن که خوب است البته اگر آدم جنبه اش را داشته باشد ولی در کل همه هدفم در این سالها این بوده که بتوانم خوب و سالم زندگی کنم تا در آینده از زحماتی که در این سالها می کشم بهره لازم را ببرم. لیگ های اروپایی را هم دوست دارم ولی بدم نمی آید که لیگ های حوزه خلیج فارس را هم تجربه کنم. به هر حال اگر پول خوب بدهند می روم(خنده).
* چند خواهر و برادر هستید؟
– ما ابتدا دو برادر و یک خواهر بودیم ولی متأسفانه برادر بزرگترم سال ۸۶ از دنیا رفت و حالا من و خواهرم هستیم و من هم فرزند آخر خانواده هستم. آن برادرمم که از دنیا رفت هم بزرگتر از هر دوی ما بود. روزهای تلخی بود که کم کم در حال فراموش کردن هستیم.
* اگر لژیونر شوی جای خالی ات برای مادر خیلی به چشم می آید؟
– البته که این گونه است. تا آن زمان یک فکری برای این موضوع هم خواهیم کرد و شاید خانواده ام را هم با خودم ببرم.
* موفق شدی درس بخوانی و دانشگاهی شوی؟
– نه متأسفانه. پس از اینکه دیپلم ریاضی ام را گرفتم رفتم تیم مقاومت تهران و سرباز شدم و بعد هم در تیم های ملی پایه بودم و اردوهای مداوم تا اینکه به استقلال آمدم پارسال هم که عضو تیم امید بودم ولی نتوانستیم به المپیک برویم. دوست داشتم به المپیک برسیم تا از سهمیه ورزشکاران قهرمان استفاده کنم و به دانشگاه بروم و تربیت بدنی بخوانم چون در کار خودم هم مؤثر خواهد بود ولی متأسفانه تیم مان به دور نهایی راه پیدا نکرد و از المپیک هم جا ماندم.
* بعد هم که مصدوم شدی!؟
– بله! بدبیاری ها یکی بعد از دیگری از راه رسیدند و در نهایت هم شب عید از ناحیه رباط و مینیسک آسیب دیدم و یک عمل جراحی سنگین را تحمل کردم. روزهای سختی بود و در نهایت هم آنقدر تمرین فیزیوتراپی کردم تا توانستم به شرایط فعلی دست پیدا کنم. دکتر نوروزی خیلی کمکم کرد که روز به روز بهتر شوم. باید از او و پرسنل کلینیک فیزیوتراپی اش خیلی تشکر کنم.
* چطور حاضر شدی از لیست استقلال خارجت کنند؟
– این تصمیم کادر فنی و مدیر برنامه هایم بود که به شکل یک تفاهم نامه اجرا شد. من یک نیم فصل باید بیرون می نشستم و کادر فنی هم نیم خواست یک جا را بی دلیل پر شده نگه دارد از این رو مراد از لیست خارج کردند تا در نیم فصل برگردم.
* این روزها هم با تیم هستی؟
– بله! شکر خدا توانستم در یه تست سنگینی که دکتر نوروزی برایم در  نظر گرفته بود موفق عمل کنم و حالا دور زمین چمن می دوم. باید ۴ هفته دیگر هم این کار را ادامه دهم و بعد بدنسازی ام را شروع کنم. احتمالا از آذر ماه و در نیم فصل می توان بازی کنم.
* چقدر دلت برای بازی کردن تنگ شده؟
– تشنه بازی کردن هستم. خیلی دوست دارم برگردم و بازی کنم.
* خیلی اخم آلود و عبوس به نظر می رسی! واقعا اینگونه هستی؟
– (خنده) همه همین را می گویند. من نه بداخلاقم نه عنق! اتفاقا خیلی هم اهل شوخی هستم و حتی گاهی شوخی هایم دور و بری ها را عصبانی می کند. خیلی اهل بگو و بخند و درکل برعکس چیزی هستم که همه در نگاه اول یا دوم فکر می کنند.
* ایراد اخلاقت چیست؟
– اینکه همان قدر که شوخ هستم زود هم عصبانی می شوم و البته در نقطه مقابل خیلی هم زود آرام می شوم و به نوعی پشیمان ولی زود از کوره درمی روم. زود جوش هستم البته در زمین فوتبال خیلی این رفتار را کنترل می کنم و با اینکه پستم هافبک دفاعی و خشن است اما خیلی با ملاحظه کار می کنم.
* هنردوست و اهل این مسایل هم هستی؟
– خیلی کم! علاقه ای به این مسایل ندارم و فقط برخی آهنگ ها را در ماشین گوش می کنم. بیشتر اوقات با دوستانم هستم و با آنها وقتم را سپری می کنم تا اینکه فیلم ببینم یا به کنسرت بروم.
* هنرپیشه مورد علاقه ای هم داری؟
– (پس از کلی فکر) بهرام رادان…البته این را هم گفتم که جواب داده باشم.(خنده)
* رانندگی ات چطور است؟
– اگر خودم را چشم نزنم خوب است و تا امروز فقط یکبار آن هم خیلی جزئی تصادف کردم.(بلافاصله دنبال تخته می گردد تا به آن بزند که چشم نخورد) آرام رانندگی می کنم و خیلی عجول نیستم.
 
 
* اگر یکمرتبه خیلی پولدار شوی با پول هنگفتی که داری چه می کنی؟
تا امروز به این موضوع فکر نکرده بودم. اما این را می دانم که قطعا برای خودم کاری نمی کنم و برای پدر و مادر و خواهرم کارهایی خواهم کرد…
* …اگر بازهم پول اضافه بیاوری چطور؟
– خب حتما برای آینده فکری می کنم. شاید مغازه ای بخرم یا این کارها…راستش را بخواهید خیلی به این مسایل فکر نمی کنم.
* خورد و خوراکت چطور است؟
– دوره ای هستم(!) گاهی خیلی پرخور می شوم و گاهی هم کم غذایی ام صدای مادرم را درمی آورد. مشخص نمی کند.
* در استقلال با کدام بازیکنان بیشتر دم خور بودی؟
– پارسال با حنیف عمران زاده و میلاد فخرالدینی که البته از تیم رفتند. با بهنام برزای و البته بازیکنان رده امید هم بیشتر رفیقم. در کل با همه دوست هستم و نمی توانم خیلی از کسی اسم ببرم.
* در اردوها با کدام بازیکن هم اتاق بودی؟
– بیشتر اوقات با بهنام برزای.
* اهل مد و خوش پوشی هم هستی؟
– زیاد…خیلی…یعنی اگر بازیکن استقلال نبودم شاید یکسری لباس هایی که دوست دارم را می پوشیدم ولی به دلیل بودن در استقلال آنها را نمی پوشم. هرچیزی مد می شود را دوست دارم.
* راستی اهل مطالعه هم هستی؟
– نه! فقط روزنامه می خوانم آن هم ورزشی. مجله و این چیزها را هم نمی خوانم.
* تلویزیون چطور؟ نگاه می کنی؟
– اتفاقا اگر سریالی را ببینم و مرا جذب کند حتما آن را دنبال می کنم.
* به ازدواج هم فکر کرده ای؟
– اصلا! الان وقت تمرین و بازی کردن است و می خواهم تا جایی که می توانم در فوتبال پیشرفت کنم. فرصت برای ازدواج زیاد است.
* داماددار شده اید؟
– البته که شدیم و یک خواهر زاده هم دارم که اسمش “شهان” است و این اسفند ماه که در راه است دو ساله می شود و زندگی داییشه. زندگیه، زندگی.
* آرزوی فوتبالی ات چیست؟
– اینکه بروم اروپا. دوست دارم در اروپا بازی کنم و البته نماینده ای شایسته برای ایران و فوتبالش باشم. راه آنهایی را بروم که از فوتبال ایران به اروپا رفتند و باعث سربلندی ایران شدند نه اینکه فقط بروم آنجا و دوباره برگردم و بروم لیگ های عربی.
* استقلال این فصل قهرمان می شود؟
– نمی دانم. تیم فصل را خوب شروع نکرد ولی درحال بهتر شدن است. خیلی تغییرات داشت و باید کمی زمان سپری شود تا ببینیم که چه می شود. خیلی دوست دارم در این فصل با استقلال یک جام بگیرم ولی باید صبر کرد. خوشبختانه استقلال مهره های زیادی دارد و می تواند هر کاری بکند ولی باید از نظر هماهنگی به وضعیت بهتری برسد تا هم هوادارانش را شاد کند و هم جام و سهمیه آسیایی بگیرد.
* اتفاق تلخ این سالها برایت چه بود؟
– درگذشت هادی نوروزی خیلی ناراحتم کرد. البته بعد از آن هم که خودم دچار این مشکل شدم. ولی راضی ام به رضای خدا.
* اتفاق خوبش چه بود؟
– اینکه توانستم پارسال با استقلال قرارداد ببندم. ابتدا باشگاه صبای قم کمی در کارم مشکل ایجاد کرد اما ممنون مسئولان باشگاه استقلال و البته در آخر صبا هستم که این مشکل را برطرف کردند و من توانستم با استقلال قرارداد ببندم. روزی که با استقلال بستم را هرگز در زندگی ام فراموش نمی کنم.
* آرزویت در زندگی چیست؟
– سلامتی و خوب زندگی کردن خانواده ام. پدرم، مادرم و خواهرم.
* حرف پایانی؟
– از همه کسانی که در این سالها کمکم کردند تا به این مرحله از فوتبالم برسم ممنونم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله زیر را حل کنید (برای تشخیص ربات از انسان) *

ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو