دمی که در کالبد بی جان نساجی دمیده شد/ آن مرد، مهدی روحی بود!

نسیم ورزش/حسن عبدالهاشم پور/فراموشی از تبعات امروز جامعه ای است که هر دم اتفاقی و خبری را می طلبد و در جستجوی حال و هوایی تازه است. گاهی این انتظار برای تغییر و تحول چنان سریع می شود که حتی بنیه و اصل از یاد می رود و به مرور بانی و عامل وجود و ماهیت یک علت آشکار، مورد نسیان قرار می گیرد.
با اینکه دوست فرهیخته ام مهدی روحی اطلاعی از مفاد این مقال نداشته و لاجرم پس از درج و نشر، مجبور به آن خواهم بود تا دلش را دوباره به دست آورده و از مواخذه بیشتر مبرا گردم، اما حیفم آمد از اثربخشی و یاری رسانی این چهره رسانه ای که تلاشش برای احیای باشگاه نساجی، حضور دوباره پرهام و بخصوص اعطای زمین به مالک نساجی صورت داد؛ نگویم.
در وانفسای امروز که هر کس می خواهد محصول پایمردی های دیگری را به نام خود بزند، احساس می شود که جهد عاشقانه مهدی روحی که در دلش نه به لاف و لفافه بلکه به  معنای واقعی کلمه، مهر به نساجی ریشه دارد، نادیده گرفته شده و کسانی که اصلاً در این پروسه یاری گیر نبوده و بر طبل ناتوانی و ناکامی در آینده شایسته و شیرین نساجی کوبیده اند، امروز خود را در جلوی نگاههای هواداران نساجی به نمایش می گذارند!

roohi.mehdi3

وقتی نساجی در اوج تنهایی و بلاتکلیفی و از فرط پریشان حالی به احتضار افتاده بود، این مهدی روحی بود که با مهدی پرهام مایوس و خسته از وعده های پوچ، بدون اذن و دخالت کسی و صرفا برای آرامش دل هواداران مغموم نساجی تماس گرفت و او را با صدا و بیان امید بخش خود دوباره به نساجی متعهد و مصمم ساخت.
آن زمان نساجی حتی صادق درودگر را نداشت و پرهام بطور کامل تیم را رها کرده بود که روحی با برقراری ارتباط با مقامات عالیه استان چنان پرهام را متقاعد کرد که سریع دست به کار شد و درودگر را برگزید و روانه قائمشهر ساخت. روحی با همان چند جلسه ای که گذاشت و جو استان را دوباره به سمت و سوی نساجی تغییر داد، بدون آنکه چهره اش را پرهام ببیند به مرد امین وی تبدیل شد که کارها و اقدامات اولیه را با همراهی ستودنی سردار جعفری نسب فرماندهی نیروی انتظامی استان و  مسولان منابع طبیعی استان انجام داد و یک نشد محض را به شد حقیقی بدل کرد. زمین ماهفروجک به واسطه همراهی مسولانی که از روحی چرایی این لزوم را شنیدند، مهیا شد.
اگر امروز زمین ماهفروجک در آستانه واگذاری به مهندس پرهام است و نساجی در آغاز یک دوران جدید، همه چیز منبعث از کوشایی نادیده مهدی روحی است که در سخت ترین روزهای نساجی، یگانه امیدش بود بی آنکه خود نساجی و نساجی چی های وفادار و باصفایش بدانند!

چه مضحک است که برخی در دل روز، خود را به ندیدن می زنند و در این روزهای مهم و حساس تا انتخابات؛ حاصل رنج عاشقانه این مرد رسانه ای متفاوت استان را به نام خود کرده اند.
می دانیم برای روحی این وضعیت هیچ ارزش و مبنایی ندارد وقتی هوادار مظلوم ریشه و اصل فوتبال و ورزش مازندران شادمان است اما باورش برای ما که از همان طیف و تیره و تبار رسانه های استان هستیم، ناگوار است پوشش نابخردانه و ناجوانمردانه ای که به عامل حیات دوباره نساجی و میل پرهام به باز آمدن داده شده است.
روحی حتی در هنگامه ای که معاونت فرهنگی باشگاه نساجی را پذیرفت، در هیچ کجا نگفت و ننوشت که بازگشت این نساجی مرهون اوست و امروز هم نمی گوید و نمی نویسد که نقشی در امید افزایی در مهدی پرهام برای هزینه کرد چند میلیاردی ندارد اما ما که دیدیم، موظف و مکلف هستیم که بر زبان دل آوریم تا برای همیشه در تاریخ باشگاه نساجی ثبت شود که نشانه و نمایه و رد پای این فعال موفق مطبوعاتی استان در برخاستن محبوب ترین تیم همه ادوار مازنی ها بر جای بماند.
شک نداریم که نساجی چی های واقعی، آنها که همواره برای تیم شان اشک می ریزند؛ چه از سر شوق و چه حسرت، مجد این روحی را از یاد نمی برند که عشق به نساجی را به جای زبان در عمق قلب مهربانش دارد و مطالبه اش جز شادمانی بخش عظیمی از جوانان این خطه نبود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله زیر را حل کنید (برای تشخیص ربات از انسان) *