بهداد سلیمی: آنها که هر دو حرکتم را خطا می دانند ، حسود و مغرض‌اند

بهداد سلیمی : کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند، مغرضانه این صحبت‌ها را مطرح می‌کنند. کسانی هستند که از شکست بهداد و از شکست ایران خوشحال شدند. یعنی کسانی هستند که به خاطر حسادت‌های خودشان از اینکه یک مدال از دست ایران رفت، خوشحال شدند.
بهداد سلیمی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی نسیم ورزش ، بهداد سلیمی با اتفاقات عجیبی در المپیک ۲۰۱۶ ریو مواجه شد. یکی از اصلی‌ترین امیدهای کسب مدال برای ایران پس از پشت سر گذاشتن یک مصدومیت سنگین در نهایت توانست خودش را به ریو برساند و تا پایان حرکت یک‌ضرب رقابت‌های المپیک هم همه چیز داشت عالی پیش می‌رفت اما به یک باره ورق برگشت و اعلام خطای دو حرکت وزنه‌بردار سنگین وزن ایران دست بهداد را از رسیدن مدال کوتاه کرد تا خاطره‌ای تلخ در ذهن ورزشکار و ورزش‌دوستان کشورمان باقی ماند.

بهداد سلیمی درباره این موضوع و سایر مسائل مربوط به خودش و وزنه‌برداری ایران صحبت کرد. گفت‌وگوی با هرکول پیشین جهان را بخوانید:

 بیش از یک ماه از المپیک ۲۰۱۶ ریو گذشته است، مسابقاتی که برای تو خیلی تلخ بود. به راحتی می‌توانستی هم رکورد بزنی و هم یک مدال خوش‌رنگ بگیری اما همه چیز دست به دست هم داد تا این اتفاق رخ ندهد. فیلم وزنه زدنت را چند بار تماشا کرده‌ای؟

بارها فیلم مسابقاتم را تماشا و سعی زیادی کرده‌ام که اگر خطایی وجود دارد، آن خطا را پیدا کنم اما من نتوانستم چیزی پیدا کنم.

 در هیچ از یک دو حرکتت، خطایی پیدا نکردی؟

ببینید اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم، در حرکت اولم یکی از آرنج‌هایم مقداری خم شد که معمولاً در چنین حرکاتی وقتی یک آرنج مقداری خم می‌شود، از سه داور مسابقه، دو به یک، حرکت را قبول می‌کنند. یعنی دو داور چراغ سفید نشان می‌دهند و داوری که در سمت آرنج خم شده قرار دارد، ممکن است خطا بگیرد ولی حرکت دوم من کاملاً صحیح بود.

 همان زمان برخی از کارشناسان در ایران معتقد بودند هر دو حرکت تو خطا بوده است.

به نظرم این صحبت‌ها مغرضانه است. اگر قرار بود هر دو حرکت خطا باشد که بهداد سلیمی در طول این ۱۰ سال نه تکنیکش تغییر کرده، نه نحوه تمریناتش عوض شده و نه نحوه وزنه زدن او تغییر کرده است. اگر قرار بود هر دو حرکت من در المپیک ریو خطا باشد، در این ۱۰ سال باید تمام حرکات من در دو ضرب خطا می‌شد. حتی کار خوبی هم که بعد از مسابقه انجام شد، مقایسه‌ای بود که میان حرکت دو ضرب من در ریو با حرکت دو ضربم در المپیک ۲۰۱۲ لندن صورت گرفت. قشنگ مشخص بود که حرکت قیچی من هیچ تغییری نکرده است. کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند، مغرضانه این صحبت‌ها را مطرح می‌کنند. کسانی هستند که از شکست بهداد و از شکست ایران خوشحال شدند. یعنی کسانی هستند که به خاطر حسادت‌های خودشان از اینکه یک مدال از دست ایران رفت، خوشحال شدند.

حسادت به بهداد سلیمی یا فدراسیون وزنه‌برداری؟

می‌تواند هم بهداد باشد و هم فدراسیون. من نمی‌خواهم در این مسائل خیلی ریز شوم اما این کار اصلاً خوب نیست که من بنشینم و دست به دعا بردارم که برای فلان هموطنم مشکلی پیش بیاید که نتواند مدال بگیرد. به نظرم اینکه بخواهند چنین کاری را انجام دهند، اصلاً درست نیست. اینکه بخواهند از مدال نگرفتنش به این شکل و از خوردن حقش خوشحال شوند، به نظر من به هیچ وجه درست نیست.

اگر از صحبت‌های برخی از کارشناسان بگذریم، انتخاب وزنه‌ای هم که انجام شد مورد بحث زیادی قرار گرفت. عده‌ای معتقد بودند پس از اعلام دو خطای پیاپی در بالای سر بردن وزنه ۲۴۵ کیلوگرمی، می‌توانستید در حرکت سوم، وزنه سنگین‌تری را انتخاب کنید تا پس از دو دقیقه استراحت، برای وزنه سوم از نظر روحی و روانی آماده‌تر شوید. این کار شاید وضعیت را تغییر می‌داد.

این حرف شاید حرف درستی باشد ولی این در صورتی است که ما بیرون از گود باشیم. داخل گود وضعیت فرق می‌کند. اینکه ما بخواهیم بنشینیم و برنامه‌ریزی کنیم کار سختی است، آن هم در طول مدت ۱۵ تا ۲۰ ثانیه‌ای که وقت داریم وزنه بعدی خودمان را اعلام کنیم. در این ۱۵، ۲۰ ثانیه ممکن است تصمیم درستی گرفته شود یا نشود. به نظر من تصمیم درست گرفته شد چون وزنه بعدی که باید زده می‌شد، وزنه ۲۵۰ کیلوگرمی بود. قطعاً وقتی ۵ کیلوگرم به وزنه اضافه می‌شود، شانس زدن وزنه هم کمتر می‌شود. خودم هم با توجه به دو حرکتی که خطا اعلام شد و کاری که انجام دادند، از نظر روحی و روانی آماده آن وزنه نبودم که بخواهم مثلاً وزنه ۲۵۰، ۲۵۱ کیلوگرمی را بزنم. به هر حال همه این مسائل دست به دست هم می‌دهد که ما بخواهیم کار درست را انجام دهیم. فقط بحث استراحت نیست. بحث روحی و روانی هم هست.

 یعنی پس از خطا اعلام شدن حرکت دوم، روحیه‌ات را از دست دادی؟

بله، دیگر کلاً به هم ریختم.

 یعنی اگر حتی وزنه سبک‌تری هم انتخاب می‌کردی، وزنه را می‌انداختی؟

قطعاً همین طور است.

 بعد از این اتفاق، اعتراض‌هایی به رأی ناعادلانه هیئت ژوری داشتی. در آن لحظاتی که به سمت میز داوران رفتی، متوجه بودی در حال انجام چه کاری هستی یا ناخودآگاه این کار را کردی؟

متوجه بودم چه کار می‌کنم. رفتارم ناخودآگاه نبود و به دنبال احقاق حقم بودم. می‌دانستم که شاید تبعاتی هم برایم داشته باشد ولی دوست داشتم حقم را زنده کنم و دوست داشتم از کسانی که حرکتم را خطا اعلام کردند، جواب بگیرم اما متأسفانه نتوانستم هیچ جوابی هم از آنها بگیرم و هیچ حرفی برای گفتن نداشتند.

 قبل از مسابقات فکر می‌کردی «جلود» فرد عراقی حاضر در هیئت ژوری به خاطر مشکلاتی که با علی مرادی، رئیس فدراسیون وزنه‌برداری داشت، روی کار تو تأثیر بگذارد؟

به هیچ وجه. من تمرکزم را روی کار خودم، نحوه انتخاب وزنه‌ها، نحوه زدن وزنه‌ها، رقابت و شناخت رقیبانم گذاشته بودم. این‌قدر تمرکزم را روی این مسائل گذاشته بودم که به نظرم اگر می‌خواستیم به چنین چیزهایی فکر کنیم، از قبل شکست خورده بودیم. من اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کردم. تمام تمرکزم را روی کار خودم گذاشته بودم ولی به هر حال آن اتفاقات افتاد.

 در حرکت یک ضرب، وزنه ۲۱۶ کیلوگرمی را زدی و رقیبت وزنه ۲۱۵ کیلوگرمی را بالای سر برد. رقیب تو  در حرکت دو ضرب هم وزنه ۲۵۸ کیلوگرمی را بالای سر برد و برای وزنه ۲۴۵ کیلوگرمی تو هم که آن اتفاقات رخ داد. فکر می‌کنی اگر شرایط ناعادلانه رقم نمی‌خورد، چه مدالی در ریو کسب می‌کردی؟

صد درصد مدال طلا را می‌گرفتم. اصلاً شک نکنید. من مطلبی را خدمت شما بگویم. کسانی که در ورزش حرفه‌ای باشند، این مساله را به خوبی متوجه می‌شوند که مسابقه در دست چه کسانی است. مسابقه در دست من بود. رقیب من دقیقاً داشت طوری عمل می‌کرد که من از او می‌خواستم.

 یعنی او به دنبالت می‌آمد، نه اینکه تو به دنبال او بروی؟

بله، او دقیقاً به گونه‌ای عمل می‌کرد که من می‌خواستم و کاری را انجام می‌داد که من از قبل روی آن برنامه‌ریزی کرده بودم. یعنی رقیب من، وزنه‌بردار گرجستانی دقیقاً کارهایی را انجام می‌داد و وزنه‌هایی را می‌زد که من انتظار داشتم آن کارها را انجام دهد. در حرکت یک‌ضرب حقیقتاً من انتظار وزنه ۲۱۵ کیلوگرمی را از او نداشتم. وزنه اول او عین پیش‌بینی من بود. این که او وزنه اول را ۲۰۵ کیلوگرم انتخاب می‌کند، دوم را ۲۱۰ یا ۲۱۱ و برای حرکت سوم می‌دانستم که وزنه ۲۱۵ کیلوگرم را انتخاب می‌کند اما انتظار زدن وزنه را از او نداشتم. فکر می‌کردم با ۲۱۱ کیلوگرم کار خود را تمام می‌کند. من هم خودم را آماده صددرصد برای وزنه ۲۱۶ کیلوگرمی کرده بودم.

یعنی از قبل برنامه‌ریزی داشتم و آماده صد درصدی بودم که باید وزنه ۲۱۶ کیلوگرمی را بزنم. شرایط در دو ضرب هم به همین شکل بود. در حرکت دو ضرب یک بحث آمادگی بدنی و جسمانی و یک بحث آمادگی روانی وجود دارد. من در حرکت یک ضرب به آن شکل کار کردم بعد برخی از کارشناسان می‌گفتند باید وزنه ۲۳۶ کیلوگرمی را انتخاب می‌کرد یا فلان کار را انجام می‌داد. من اگر وزنه اولم را ۲۳۶ کیلوگرم انتخاب می‌کردم، یعنی اینکه رقیبم را آماده مدال طلا کرده‌ام. در حالی که بین حرکات یک ضرب و دو ضرب، رقیبم متوجه شده بود که شاید نتواند مدال طلا را بگیرد.

اگر من می‌آمدم با وزنه ۲۳۶ کیلوگرمی شروع می‌کردم، داشتم می‌گفتم آقای «تالاخادزه» شما برو مدال طلا را بگیر و من به مدال نقره راضی هستم. ببینید در مسابقه اینطور کل‌کل‌ها، به قول خودمان «غُد بازی»ها و اینگونه سیستم‌ها روی مغز حریف خیلی تأثیرگذار است. من آمدم از وزنه‌ای بالاتر از رقیبم یعنی وزنه ۲۴۵ کیلوگرمی برای حرکت اول شروع کردم که بارها آن را زده‌ام. بعد از مصدومیتم، وزنه ۲۵۰ کیلوگرمی، وزنه‌ای بود که در یک جلسه تمرین ۳ یا ۴ بار آن را زده بودم و برنامه‌هایش هم وجود دارد. درست است بیشترین وزنه‌ای که در تمرینات زده‌ام وزنه ۲۵۵ کیلوگرمی بوده است ولی وزنه ۲۵۰ کیلوگرم را فکر می‌کنم ۹ یا ۱۰ بار زده‌ام. در ۲ روز و در هر جلسه تمرین، ۳ بار این وزنه را بالای سر برد‌ه‌ام. تمام برنامه‌های تمرینی‌ام هم هست و همه چیز مشخص است. وزنه ۲۴۵ کیلوگرمی، وزنه سنگینی برای من نیست که بخواهم بگویم چون این وزنه را انداخته‌ام، وزنه سنگینی بوده است. نه، اینطور نیست بلکه وزنه‌ای بود که بارها در تمرینات زده شده بود.

برنامه‌ریزی که برای حرکت دو ضربم بود، دقیقاً به این شکل بود که من دیرتر از حریفم روی تخته بروم. اینکه او ۲۴۲ شروع کرد، من ۲۴۵ بزنم. بعد نوبت حریفم بود که برود وزنه ۲۵۲ کیلوگرم را بزند. اگر توانست این کار را انجام دهد که توانست، بعد نوبت من می‌شد که بروم ۲۵۲ کیلوگرم را بزنم. من هم اگر این وزنه را می‌زدم، رقیبم دیگر برای ۲۵۸ کیلوگرم نمی‌آمد بلکه مجبور می‌شد برای مدال طلا با توجه به اختلافمان، وزنه ۲۵۳ کیلوگرم را انتخاب کند. حالا این وزنه را می‌زد یا نمی‌زد. اگر فرض را بر زدن هم می‌گذاشتیم، وزنه‌ای که من برای طلا می‌خواستم وزنه ۲۵۴ کیلوگرم بود. پس اینکه می‌گویند او ۲۵۸ زد و تو باید وزنه ۲۵۸ یا ۲۵۹ کیلوگرمی را می‌زدی و تو تا حالا این وزنه را نزده‌ای پش نمی‌توانستی مدال طلا بگیری، حرف‌هایی است که اصلاً پایه و اساس حرفه‌ای در آنها نیست.

* پس معتقدی تالاخادزه چون خیالش از کسب مدال طلا راحت شد، برای بالای سر بردن وزنه ۲۵۸ کیلوگرمی اقدام کرد.

بله اگر ۲۵۲ کیلوکرم را می‌زدم او مجبور بود برای کسب مدال طلا وزنه ۲۵۳ کیلوگرمی را بزند. یعنی این مسئله‌ کاملا عادی است که همه انجام می‌دهند و من هم آن موقع نیاز به وزنه ۲۵۴ کیلوگرم داشتم و وزنه‌ای بود که راحت می‌زدم. در تمرین و مسابقه هم قبلاً ۲۵۵ کیلوگرم را در بازی‌های آسیایی زده‌ام. همه چیز در دستم بود. برای تک تک لحظه‌های مسابقه المپیک برنامه‌ریزی کرده بودم به جز این ماجرا که اتفاق افتاد.

به هر حال در مسابقات المپیک همه از نظر بدنی آماده‌ هستند و با آماده‌ترین بدن خودشان می‌آیند و کسی موفق است که به نظرم در المپیک فکر قوی‌تر و بهتری داشته باشد و از نظر ذهنی برای انجام مسابقه آماده‌تر باشد. من فکر می‌کنم هم از نظر ذهنی و هم از نظر بدنی شرایط آمادگی خیلی خوبی داشتم.

*  با اینکه فرصت زیادی هم به دلیل مصدومیت نداشتی.

بله، فرصت هم کم بود.

* چقدر بعد از مصدومیت به صورت فشرده کار می‌کردی؟

خیلی زیاد. حسین توکلی چنین آسیب‌دیدگی داشت و کلاً کنار رفت. بهادر مولایی دقیقاً این آسیب‌دیدگی را داشت و دو سال طول کشید که برگردد. یعنی از مسابقات ۲۰۱۴ و قبل از بازی‌های آسیایی تا مسابقات المپیک توانست کمی خودش را آماده کند. تقریباً یک سال و نیم، دو سال طول کشید که دوباره به آمادگی صد درصد خودش برسد. چیزی که تجربه نشان می‌داد و منطق می‌گفت این بود که حداقل یک سال و نیم با توجه به وزن و فشار زیادی که روی زانو هست در وزنه‌برداری زمان می‌برد که به آمادگی صددرصد برسم. برای اینکه این زمان را کم کنم، چاره‌ای نداشتم جز اینکه سخت تلاش کنم و خیلی هم سخت تلاش کردم.

از ساعت ۷ صبح بیدار می‌شدم، ۸ صبح تا یک بعد از ظهر می‌رفتم کلینیک دکتر نوروزی و از ۳ تا ۷ می‌رفتم بدنسازی و بعد از آن هم از ۷ تا ۸٫۳۰، ۹ شب کارهای آب درمانی را انجام می دادم .در آن ۳،۴ ماه که کارهای درمانی را انجام می‌دادم سیستم زندگی من از صبح تا شب به این شکل بود و اینطور بود که راه من کمی کوتاه تر شد و شرایطم بهتر شد که توانستم وزنه برداری را شروع کنم. از ۴ فروردین هم که استارت زدم، از صفر وزنه‌برداری را شروع کردم. چون از آبان سال گذشته تا فروردین، نزدیک به ۵ ماه اصلاً تمرین وزنه‌برداری نکردم و عملاً از صفر شروع کردم.

* برخی می‌گویند تمرینات آن زمان از دلایل اصلی مصدومیت بهداد سلیمی بود، همان موقع که مصدوم شدی، فشردگی و حجم تمرینات چه طور بود؟

خیر. به نظر من اگر در قسمتت باشد و قرار باشد اتفاق بیفتد،‌ می‌افتد. من روزی ۴ جلسه تمرین را با کوروش باقری تجربه کردم و این اتفاق برایم نیفتاد. من خیلی هم فشار زیاد را قبول ندارم و به نظرم ۴ جلسه تمرین خیلی بدن را فرسوده می‌کند. روزی ۴ جلسه تمرین کردم ولی آسیب ندیدم.

*  همین‌ها به مروز زمان تأثیر می‌گذارد. به هر حال شما بهداد سلیمی جوان گذشته نبودی و ۴ سال سنت بالاتر رفته بود.

مرور زمان می‌تواند تأثیرگذار باشد ولی واقعاً یک اتفاق بود. من بارها آن فیلم را دیدم و پیش خودم فکر کردم، واقعاً چیزی جز اتفاق نبود.

* اصلاً در روز تمرین، دردی نداشتی؟

نه هیچ دردی نداشتم. اینکه آدم در خیابان راه می‌رود، پایش به زمین گیر می‌کند و می‌افتد، این را نمی‌تواند بگوید که چون بد راه رفته یا از قبل بد راه رفته، حالا این اتفاق برایش افتاده است. به هر حال یک اتفاق بوده است. برای من هم همین بود. وقتی پایم به تخته وزنه‌برداری گیر می‌کند، چیزی به جز اتفاق نمی‌توان اسمش را گذاشت.

* به کسی هم نمی‌توان ارتباطش داد؟

نه، نه اصلاً … حالا هر روش تمرینی و هر سیستمی، نقاط ضعف و قوت خود را دارد ولی واقعاً به نظر من یک اتفاق بود.

* بعد از این اتفاق، عزمت را برای موفقیت در المپیک ۲۰۱۶ ریو جزم کردی. اتفاقات المپیک ۲۰۱۶ ریو بیشتر از همه برای خانواده‌‌ات سخت بود؟

خیلی زیاد.

* اگر مدال می‌گرفتی از دنیای قهرمانی خداحافظی می‌کردی؟

بله، اگر مدال طلا می‌گرفتم قطعاً دیگر ادامه نمی‌دادم.

* در حال حاضر که یکی، دو ماه از المپیک گذشته و فرصت فکر کردن هم داشته‌ای، چه تصمیمی برای آینده داری؟ آیا می‌مانی تا در مسابقات جهانی، انتقام بگیری؟

من هستم. فکر می‌کنم حق من حداقل دو مدال المپیک از وزنه‌برداری بوده است. یعنی حداقل حقی را که برای خودم از وزنه‌برداری متصور بودم، این بود که دو مدال المپیک داشته باشم و احساس می‌کنم که در ریو در حق من اجحاف شد و می‌خواهم که به حق خودم برسم.

* به نظر خودت بهداد سلیمی می‌تواند دومین مدال طلای المپیک خود را هم کسب کند؟

اگر همه شرایط مساعد باشد، خدا هم کمک کند و آسیب‌دیدگی هم نباشد قطعاً به نظرم شدنی است.

* به مسابقات قهرمانی آسیا می‌روی؟

می‌خواهم به این مسابقات بروم و حتماً هم می‌روم. با توجه به اینکه رقیبان خیلی سرسخت شده‌اند، شرایط برای رکوردزنی در مسابقات قهرمانی جهان مقداری سخت شده است. شما ببینید همین وزنه‌بردار گرجستانی هست، روسیه قطعاً دو وزنه‌بردار خوب می‌آورد. همین وزنه‌بردار ارمنستانی هم وزنه‌های خوبی زده است. به هر حال آدم وقتی ۴، ۵ رقیب خوب داشته باشد، نمی‌تواند به رکورد شکستن فکر کند. می‌خواهم تلاشم را بکنم که ان‌شاءالله برای مسابقات آسیایی آماده شوم. سطح مسابقات آسیایی در سنگین‌وزن خیلی پایین‌تر از مسابقات اروپایی و جهانی است. در آسیا وزنه‌بردار خوبی نداریم.

* سطح مسابقات جهانی نسبت به گذشته خیلی بالا رفته و رقابت‌ها بسیار سنگین شده است.

اگر شما نگاهی به مسابقات دوره‌های گذشته بیندازید، می‌بینید که سطح مسابقات خیلی بالا رفته است، البته به نظرم سیدنی یک استثنا بود. در مسابقات سیدنی، نسلی طلایی بودند. آن نسل که بعد از مسابقات سیدنی کنار رفتند، واقعاً سطح مسابقات در آن چند سال پایین آمد. فکر می‌کنم از سال ۲۰۱۲ دیگر آرام آرام دوباره وزنه‌بردارها به سمت بالا استارت زدند.

بله، متأسفانه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله زیر را حل کنید (برای تشخیص ربات از انسان) *